سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
54
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
مؤلف گويد : اين حديث را ابن « عبد البر » در [ استيعاب 2 / 460 ] از « ابن عباس » روايت كرده است . [ الصواعق المحرقه ص 74 ] گفته است : « ديلمى » از « عايشه » روايت كرد كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : بهترين برادرانم على عليه السّلام است و بهترين عموهايم « حمزه » است « و ذكر على عبادة » ؛ ياد كردن از على عبادت است . مؤلف گويد : « مناوى » حديث مزبور را در متن [ فيض القدير 3 / 482 ] آورده است و اظهار مىدارد : حديث مورد بحث را « ديلمى » در « الفردوس » از « عابر بن ربيعه » نقل كرده است و « متقى » هم در [ كنز العمال 6 / 152 ] به ذكر حديث مزبور پرداخت و گفته كه حديث ياد شده را در كتاب « الفردوس » از « عايشه » روايت نموده و « ابن حجر » هم در كتاب [ الاصابه 4 / قسم 1 / 75 ] به آن اشاره كرده است . [ همان كتاب ص 75 ] از « مناقب احمد حنبل » نقل است كه حضرت على عليه السّلام فرمود : در يكى از روزها ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مرا مىطلبيد تا اينكه در كنار ديوار بوستان مرا يافت با پاى مبارك مرا تكان داد و ، فرمود : از جاى برخيز ! به خدا سوگند ، خرسندى من در آن است كه تو برادر و پدر فرزندان من مىباشى . اينك براى برقرارى سنت من با مخالفان نبرد كن . به خاطر داشته باش كسى كه با عهدى كه با من استوار كرده است بميرد ، در گنجينه بهشت جاى خواهد داشت و كسى كه عهدهدار ولايت تو باشد و به همان عهد باقى باشد ، به مرگ طبيعى خود مرده است و كسى كه پس از رحلت تو به دوستى تو برقرار باشد ، تا خورشيد طلوع و غروب مىكند سرانجامش به امن و ايمان منتهى شده است . [ كنوز الحقايق مناوى ص 27 ] رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : يا على ! آيا خرسند نيستى از اين كه تو برادر منى و من برادر توام ؟ اين حديث را « طبرانى » هم نقل كرده است .